
| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
روضه |
|
فاطمیه
رفتن و نرفتن زانو بغل گرفته ام و مات چشم تو يعنی منم تلاطم اوقات چشم تو يک زخم تازه روی تنت کشف کرده ام هر بار آمدم به ملاقات چشم تو درد کبود صورت تو داد می زند سيلی کمی نکرده مراعات چشم تو سرتا به پای عرش همگی گوش می شدند تا می رسيده وقت مناجات چشم تو حالا همه شبيه دلم بغض کرده اند از هاله کبود جراحات چشم تو ********* گيرايی بهار منی ! سبز رو به زرد دستان من به دامن سادات چشم تو |+|
نوشته شده توسط علیرضا لک در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 18:33 |
|
» درباره وبلاگ ![]()
اشعار این وبلاگ متعلق به نویسندگان آن است.
( استفاده از این اشعار با ذکر منبع و لینک آن مانعی ندارد.) » منوی اصلی پست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها » نويسندگان علی اکبر لطیفیان علیرضا لک » نوشته های پیشین اردیبهشت 1388 آبان 1387 خرداد 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 » پيوندها انتشارات آرام دل » امکانات |
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By ROUZEH |